جدول‌هاي تقويمي به جدول‌هاي نجومي ديگر هم پيوست مي‌شد. مثلاً باب اول زيج ايلخاني به‌ گاه‌شناسي اختصاص دارد، كه به‌زودي بدان خواهيم پرداخت‌. در مورد زيج‌هاي ديگر  =>  بخش 9.
سفر هه - عبر (1122)، از ابراهيم بر حيه قديمي‌ترين رساله‌ٴ عبري بود كه منحصراً به تقويم‌ اختصاص داشت‌، جز رساله‌ٴ متقدم معاصر وي‌، ابراهيم بن عزرا، كه شباهتي بدان ندارد.

يه - لوچئوتسئاي در 1220، اصلاح تقويم چيني را مطرح كرد. به فرمان قوبيلاي قاآن‌، چا - ما- لي تينگ در 1267، و كيوشو - چينگ در 1276، اصلاحات ديگري صورت دادند.
رهايي كشورهاي اروپايي از حضانت لاتيني از ظهور تقويم‌هايي معلوم مي‌شود كه‌ به‌زبان‌هاي محلي نوشته شده‌اند، از جمله تقويمي كه فيليپ تايوني در حدود 1116 نوشت‌، و تقويم‌هايي كه به ايسلندي نوشته شد. تقويم‌هاي مربوط به عيد پاك به زبان ايسلندي به نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم مربوط مي‌شود، ولي قديمي‌ترين تقويم نجومي به آن زبان را بيارني برگپُرسُن‌(1173)تأليف كرد. لازم نيست گفته شود كه اين تقويم‌هاي فرانسوي و ايسلندي از تقويم‌هاي‌ لاتيني اقتباس شده بود، و تعداد اين تقويم‌هاي لاتيني بسيار كم بود، از قبيل تقويم فرانكوي‌ ليژي و گرلاند بزانسني‌. رساله‌اي كه ساكروبسكو در 1244، يا پيش از آن نوشت پيش از از پايان‌ سده‌، به ايسلندي ترجمه شد. قديمي‌ترين تقويم چاپي (1483)، تقويم سالانه‌ٴ منظومي بود از شخص ناشناسي به نام ماگيستر آنيانوس‌.
اين آثار مقدماتي از لحاظ مورخ تمدن و آموزش عمومي جالب است‌، ولي كمتر مورد علاقه‌ٴ مورخ علم قرار مي‌گيرد. تقويم نجومي ربرت گروستست (حدود 1232)، اهميت خيلي‌ بيشتري داشت‌، چون شامل بحث كامل بود كه مأخذ اصلي آثار بعدي راجع به اين موضوع‌ به‌شمار مي‌رفت‌، از راجر بيكن تا پير دايا.1 مي‌توان گفت تقويم گروستست نخستين گام مهم‌ به‌سوي اصلاح گريگوري بود كه تا سه سده و نيم بعد (1582) تحقق نيافت‌.
تماس وسيع ميان مردمي با فرهنگ‌هاي مختلف‌، خصلت جهان‌وطني دانشگاه‌ها، و نياز روزافزون سياحان و بازرگانان‌، مقايسه‌ٴ تقويم‌هاي مختلف را ضروري ساخت‌. مقايسه‌ٴ ميان‌ تقويم‌هاي يهودي‌، مسيحي و اسلامي را در سفر هه‌- عبر، تأليف ابراهيم بر حيه (1122 - 1123)، و در رساله‌ٴ مخصوص هارون بن مشلم (1208)، مي‌توان يافت‌. گروستست تقويم‌هاي مسيحي‌ و اسلامي را مقايسه مي‌كند، و بيكن به مقايسه‌ٴ آنها با تقويم يهودي هم مي‌پردازد.
نيازهاي مشابهي در ايران محسوس بود. فرهنگ ايلخاني حتي بيش از مركز اروپا جنبه‌ٴ جهان‌وطني داشت‌، چون مسلمانان‌، فرنگيان‌، يهوديان‌، هنديان‌، مغولان و چينيان را گردهم‌ آورده بود. گاه‌شماري‌هاي مختلفي در آن‌جا وجود داشت‌، مثلاً گاه‌شماري ايراني با گاه‌شماري‌


Pierre d'Ailley .1